وَ ما اَدریکَ ما مَرْیَم ؟

  • ۱
  • ۰

صدای اذان 

بوی نون تازه

عطر اقاقیا

خنکی غروب

نگاه کردن به پنجره های روشن خونه ها

من نشستم پشت در و نگاه میکنم , کیسه خریدهام کنارمه, باقالی و کلم بروکلی و یه بسته تمرهندی که نصفش رو همینجا پشت در خوردم

نمیدونم شاید فرصت و مجال خوبیه برای نوشتن برای بالا و پایین کردن که ببینم چند چندم,  که از اول سال جدید چندتا از خودم عقب افتادم؟ راستش کمتر کتاب خوندم و کمتر نقاشی کشیدم و کمتر هی همه چیز رو دو دو تا چهارتا کردم ولی بیشتر خندیدم حتی بعد از سالها تلوزیون هم دیدم دو قسمت آخر سریال پایتخت...

بیشتر توی خونه چرخیدم آخر شبها توی آشپزخونه تاپ خوردم با مادرم زیر خنکای پنجره چای نوشیدیم و صبح تا اخرین لحظه خوابیدم, دمدمای صبح با صدای آلارم گوشی پتو رو دور خودم پیچیدمو دل دادم به حسم, به حس عمیق شکرگذاریم که عاشقم که سالمم که من لیاقت داشتم که یک روز بهاری دیگر رو ببینم که خدا محبت کرد که خدا خواست...

که کیفور شدن با عطر گل و صدای پرنده و خنکای بهار و یاد یار نعمت بزرگیه اگه بدونم...اگه قدر بدونم.

...

نقاشی کشیدن رو فقط به آخر هفته ها اختصاص دادمو روزی بیشتر از چند صفحه کتاب نمیخونم حالا نمیدونم همه اینها خوبه یا نه؟

بابا هم رسید یادم باشه دفعه بعد کلیدم رو جا نزارم.

  • ۹۷/۰۱/۲۰
  • مریم ...

نظرات (۲)

همه ی اینها خیلی هم عالیه. ☺

پاسخ:
آره خوبه :)
ممنون پریشان عزیزم
یاد این جمله جان لنون افتادم که «وقت تلف کردنی که از آن لذت برده‌ای، تلف نشده است».
آفرین که خودت رو می‌شناسی و بهترین درمانگر خودت هستی:*
پاسخ:
ممنون حنا جانم بخاطر جمله, خیلی دلگرمیه خوبیه
واقعا فکر میکنی خودم رو میشناسم حنا؟که میتونم به خودم کمک کنم؟
من برای این موضوع خیلی تلاش میکنم خدا کنه واقعا اینطور باشه
بازم ممنون:*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی