وَ ما اَدریکَ ما مَرْیَم ؟

  • ۰
  • ۰

شب طفلکی من...

اومدم بنویسم من امروز طفلکی ترین دختر تهران بودم وقتی ساعت 9 شب بعد از کلاس با کوله سنگین بر پشت و مقوا بر دست از پیرمرد همیشگی جوراب خریدم.

وقت فرو کردن جورابها تو کوله گفت بابا جان با این وضعیت تو پنجاه سالگی برات دست و کمر نمیمونه.

دیگه نگفتم من تو نصف این سن هم اکثر اوقات درد کتف و کمر امونم رو میبره.

...

شام درست کردن, لباس اتو کردن, دوش گرفتن, اتاقم رو مرتب کردن, کتاب خواندن, درس و هزار کار ریز و درشت دیگر رو به این شب تنهای تبدار سرماخورده اضافه کنید.

  • ۹۶/۰۵/۲۳
  • مریم ...

نظرات (۲)

:)
این طور که فکر می کنم اکثرا هم لازم هستن این کارا و نمیشه انجامش نداد  ...

امیدوارم موفق باشین :)
پاسخ:
انجام ندادم صبح زود پا شدم انجام دادم :)
آخی خدا قوت مریم جان. یه کم به خودت استراحت بده. زود خوب شی:*
پاسخ:
ممنونم حنا جانم سلامت باشی
دلم نمیاد به خودم استراحت بدم هی حس میکنم زمان عین یه ماهی لغزنده از دست سُر میخوره میفته و تموم میشه ولی چشم :*

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی